الشيخ أبو الفتوح الرازي
118
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
پس شما را نرسد كه اقتراح كنى [ 135 - ر ] كه باشد كه در آن مصحلت نبود ، اين با خداى تفويض بايد كردن كه او عالم الذّات است و عالم به مصالح مكلَّفان . آنگه گفت ، بگو ايشان را كه : آنچه خداى وعده داده است آن را منتظر باشى از نصرت مؤمنان و ظفر ايشان كه من نيز نگرانم ( 1 ) و با شما به يك جاى منتظرم . امّا لو لا ، به دو معنى آيد : يكى امتناع الشّىء لوجود غيره ، نحو قوله : فَلَوْ لا أَنَّه كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ، لَلَبِثَ فِي بَطْنِه إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ( 2 ) . و قول عمر : « لولا عليّ لهلك عمر » ، و دگر به معنى تحضيض آيد ، چنان كه در اين آيت هست . قوله : * ( وَإِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ ) * ، حق تعالى در اين آيت خبر داد كه : چون بچشانيم مردمان را ، يعنى كافران را و اين عموم [ را ] ( 3 ) تخصيص است به قرينه مىبايد كردن ( 4 ) ، من قوله : * ( إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا ) * ، براى آن كه اين جز به حال كفّار لايق نباشد . « رحمتى » ، يعنى نعمتى و خصبى . * ( مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ ) * ، از پس ( 5 ) قحط ( 6 ) و تنگى و درويشى و سوء حالى ( 7 ) و بيمارى كه به ايشان رسيده باشد . * ( إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا ) * ، اين « اذا » ى دوم ( 8 ) ، جواب « اذا » ى اوّل است ، و اين را « اذا » ى مفاجات گويند ، و براى آن صالح است كه جواب او ( 9 ) باشد كه از سر او جمله مىآيد متضمّن فعل براى آن كه « اذا » ى اوّل ظرف است ، و ظرف را چاره نباشد از عاملى ، و عامل در او جواب او باشد ، و اين جواب فعل بايد ( 10 ) يا چيزى كه در او معنى فعل بود ، چنان كه در آيت هست من قوله : * ( لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا ) * ، و التّقدير : و اذا اذقنا النّاس رحمة بعد الضّرّاء مكروا ( 11 ) في آياتنا ، و لكن در معنى فرقى بسيار باشد ميان آن كه فعل صريح گفتى و ميان اين كه جملهاى گفتى ( 12 ) از مبتدا و خبر ، براى آن كه اين جا مبالغتى هست كه آن جا نيست ، چه اين جا معنى آن است كه : اذا لهم مكر ثابت
--> ( 1 ) . همهء نسخهء بدلها : نگران آنم . ( 2 ) . سورهء صافّات ( 37 ) آيهء 143 و 144 . ( 3 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب : عموم را تخصيص به قرينه مىبايد كرد . ( 5 ) . اساس : از سر ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : قحطى . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : سوء حال . ( 8 ) . آز : دؤم . ( 9 ) . اساس : لو ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 10 ) . آج ، لب ، از : مىبايد . ( 11 ) . مج : مكر . ( 12 ) . اساس : گفتند ، به قياس با نسخهء مل ، تصحيح شد .